ياد خدا، قوت جان ها و همنشيني با محبوب است . [امام علي عليه السلام]
::تعداد بازديد کنندگان::

1580

::بازديد امروز::

1

::بازديد ديروز::

6

 
::لينک هاي روزانه ::


::اوقات شرعي ::

 
::درباره خودم::
::لينک به لوگوي من::
خاک ره
::لينک به دوستان::
::لوگوي وبلاگ دوستان::

















::آواي آشنا::

::وضعيت من در ياهو ::

يــــاهـو

::جستجوي سريع ::
 :جستجو

با سرعتي بي‏نظير و باورنکردني
متن يادداشت‏ها و پيام‏ها را بکاويد!

::اشتراک ::

نام:

ايميل:

 

   1   2      >

نويسنده مطالب زير:   سيدموسوي  

عظمت مقام مادر:


در قانون خلقت، هرچه مقام آفريده اي بالاتر است، وظايف او هم سنگين تر مي شود. در اين ميان، زن که به عنوان انسان، جانشين خدا در زمين و به عنوان مادر، پرورش دهنده افراد جامعه بشري است، از مقام بلند و والايي برخودار است. آيت الله جوادي آملي، در مورد عظمت مقام مادر و وظايف او چنين مي نويسد: ?يک سلسله مسئوليت هاي پرورشي به عهده مادر است که مرد از آن محروم است. زن حداقل سي ماه يک سري مسئوليت هايي دارد که مرد ندارد. در اين سي ماه که کودک مستقيماٌ از مادر تغذيه مي کند، مادر مسئول حفظ دو نفر است؛ يکي براي خود و ديگري براي کودک. آيا اين عظمت زن نيست؟ اين مسئوليتي نيست که ذات اقدس الهي به زن داده است که به زن فرمود: مسئوليت در حفظ انديشه ها، افکار و عقايد بيش از مرد است. تو مسئول دو نفري. از اين رو مواظب افکار و انديشه هايت باش؛ زيرا که بسياري از مسائل، از راه انديشه به فرزند مي رسد?.


چهارشنبه 5/4/1387   ساعت 1:24 صبح

نويسنده مطالب زير:   سيدموسوي  

امام خميني ازجهات گوناگوني شخصيتي تاثير گذار درتاريخ معاصر ايران وخاورميانه است . براي من يک  ويژگي او خيلي جذاب است وهمواره به ان غبطه مي خورم . وان هم صلابت ايمان اوست . مي توانم بگويم بن مايه شخصيت امام خميني صلابت وعمق ايمان او به خداوند قادر ومتعال بود وبا چنين ايماني موفق شد کارهاي بزرگي انجام دهد وجمعيت کثيري ازمسلمانان را نيز همراه وپيرو خود کند .


 



پنجشنبه 16/3/1387   ساعت 9:41 صبح

نويسنده مطالب زير:   سيدموسوي  

اسراي عراقي

خاطرات اسراي عراق از روزهاي اشغال و آزادي خرمشهر
مي‌خواهيم از زاويه ديد چکمه پوش‌هايي که سال‌ها پيش به اين شهر هجوم آوردند به خرمشهر نگاه کنيم، کساني که مردم خرمشهر از دست آنها دل‌خوني داشتند.


در ادامه گزيده‌اي از خاطرات اسراي عراقي از خرمشهر آمده است اين خاطرات از مجموعه کتاب‌هاي «اسرار جنگ تحميلي به روايت اسراي عراق» نوشته آقاي مرتضي سرهنگي انتخاب شده‌اند.


حق عليه باطل


يک شب نيروهاي شما حمله‌اي روي موضع ما داشتند که تا صبح طول کشيد. وقتي هوا روشن شد فرمانده به ما دستور داد که برويم و از کنار کارخانه شير پاستوريزه جنازه چند نفر از افراد خودمان را بياوريم. چند جنازه آنجا بود که آورديم. جنازه يکي از سربازهاي شما هم آنجا افتاده بود. همه آن جنازه‌ها را به واحد خودمان آورديم ما براي اينکه تنبيه نشويم قرار گذاشته بوديم که بگوييم اين ايراني زخمي بود و ما او را براي مداوا آورده‌ايم.


وقتي که به واحد رسيديم فرمانده تيپ ما را ديد و بعد از اينکه متوجه شهيد شما شد به ما اهانت کرد و گفت: اين ايراني آتش‌پرست را از موضع ما بيرون ببريد! يک روز به مرخصي رفته بودم. يکي از دوستان پدرم به من نصيحت کرد که از اموال ايراني‌ها چيزي بر ندارم. او خيلي روي اين مورد تکيه داشت. من وقتي علت را از او پرسيدم گفت: «پسرم يک گردنبند طلا از خرمشهر آورده بود که آن را به عروسم هديه کرد. آن گردنبند بود تا اينکه چند روز بعد عروسم ديوانه شد و الان ما از بدي حال او روز خوش نداريم.» دوست پدرم از من پرسيد: اين نيروهاي ايراني چه وقت به عراق خواهند رسيد؟ «من به او نويد دادم که ان‌شاءالله به زودي لشکريان اسلام خواهند آمد، بسياري از مردم عراق مشتاق ديدار رزمندگان اسلام هستند و مي‌دانند که صدام در اين جنگ باطل است، اما خفقان و فشار نظامي بيش از حد مانع از آن است که ملت در بند عراق بتوانند حرفي بزنند و يا نسبت به انقلاب اسلامي ايران علاقه نشان بدهند.


يک جنايتکار


تازه وارد خرمشهر شده بوديم، من در حوالي منطقه استقرار متوجه تعدادي از افراد غيرنظامي شدم. فرمانده گروهان ما که سرگرد زيديونس عاشور نام داشت [ اين فرد حتي در ميان خود عراقي‌ها به خاطر جنايت‌هايي که در زمان اشغال خرمشهر انجام داد، شهرت داشت] آنها را ديده بود. فرمانده دستور داد تا آنها را دستگير کنيم. به نظرم حدود 14 نفرشان را توانستيم دستگير کنيم. تقريبا همه‌شان لباس عربي به تن داشتند. ما آنها را به مقرمان برديم. سرگرد زيديونس هم آنجا منتظرمان بود. فرمانده به راننده يکي از لودرها دستور داد تا در همان جا زمين را گود کند و چيزي مثل سنگر بسازد. وقتي کار لودر تمام شد زيد يونس دستور داد تا همه آن افراد دستگير شده به داخل آن گودال بروند. سپس به راننده لودر گفت که روي آنها خاک بريز و گودال را پر کند. راننده که يک گروهبان هم بود علي‌رغم اينکه فرمانده او را به اعدام تهديد کرد نتوانست اين کار را انجام بدهد. وقتي فرمانده اين صحنه را ديد، راننده‌اي که پشت فرمان بود پايين کشيد و راننده ديگري را مامور اين کار کرد. راننده جديد بدون کوچکترين تاملي آن گودال را پر کرد و 14 نفر از اهالي روستاهاي خرمشهر در زير خاک‌ها زنده به گور شدند.


منبع:روزنامه جام جم


چهارشنبه 8/3/1387   ساعت 1:24 صبح

نويسنده مطالب زير:   سيدموسوي  

  سلام 
  دلم براتون خيلي تنگ شده بود  
   چند روز اينترنتم مشکل داشت قبل از اونم 
   گير برنامه هاي ديدار رهبري در استان فارس بودم
   خلاصه خيلي ببخشيد که دير شد قول ميدم تلافي کنم

   
  نميدونم از کجا شروع کنم ، از چه لحظه اي بگم ،  از شب قبل از ديدار بگم   


  
  شبي که  همه دور هم جمع شده بودي و براي فردا آماده مي شديم ،

   لحظه اي که هيچ کس در ورزشگاه  آرام و قرار  نداشت  ، 

   از لحظه اي که مردم رهبري را درجايگاه ديدن  ، خلاصه آن روز  جلوه هاي زيادي داشت ،

   ديدني بود يکي گريه ميکرد، يکي مي خنديد،يکي شعار ميداد،يکي هم فقط نگاه مي کرد .


   رهبري چقدر زيبا بود   ،   چقدر ديدني بود  ،   در کل لحظه هاي بياد ماندني بود ،

   نور ايمان رو مي شد در چهرهئ  ايشان احساس کرد  ، خيلي زيبا بود ، 
    
 
   






 
 
    من هنوز مدتي از رفتن ايشان نگذشته که احساس دلتنگي ميکنم  .
 
 
    ديشب رهبري را در خواب ديدم که داشتم دستشون ميبوسيدم خيلي ....

   بگذريم،همين بس که توان دنياسرمان رابالا ميگيريم و به حضرت زهراميگيم ماهمون هستيم 

    که يک زماني  رفتيم پيشواز جانشين حضرت مهدي        

   خانم حواس تون به ما باشه....

  خدايا سايه اين پدر بزرگوار را بر سر اين امت اسلامي مستدام بدار


جمعه 27/2/1387   ساعت 3:39 صبح

نويسنده مطالب زير:   سيدموسوي  



بدون شرح !!!؟؟



آي



      



بگيد مگه احمدي نژاد جشن تولد نميگيره؟


   
   حالا  حالا حالا       



       



       




دوشنبه 19/1/1387   ساعت 12:58 صبح

نويسنده مطالب زير:   سيدموسوي  


ببخشيد دير شد جاي همه شما خالي بود .

رفته بودم مشهد الرضا و پيش خواهر شان حضرت معصومه




خيلي خوش  گذشت . يکي از روز هاي خوب زندگيم را سپري کردم ، بياد همه بچه مذهبي
ها هم بودم.


هنگام سال تحويل روبروي گنبد براي خيلي دعا کردم


چون شنيده بودم وقتي براي کسي دعا کني ،




وقتي براي نفر بغل دستي دعا کني ،




از همه مهم تر وقتي براي پدر و مادر دعا کني ،




وقتي براي فرج امام زمان دعا کني ،




وقتي براي سلامتي رهبر دعا کني ،




وقتي براي بچه هيت دعا کني ،




وقتي براي بچه بسيجي هاي مخلص دعا کني ،




خدا خيلي خوشحال ميشه چون تو به غير از خودت به فکر ديگران هم بودي .


خدا فرموده  آن لحظه است که فرشته هايي


مأمورميشوند تا دعا هاي که براي ديگران کرده


درحق خودش تا  40  برابر دعا کنند ، 




پس از اين به بعد بيايد هميشه بياد هم باشيم.




( التماس دعا )


شنبه 17/1/1387   ساعت 8:19 عصر

نويسنده مطالب زير:   سيدموسوي  


السلام عليک يا علي بن موسي الرضا
السلام عليک يا علي ابن موسي الرضا عليه السلام


واسه اون گنبد زرين

پشت کوه هاي خراسون مرقد پاکتو ديدن

واسه او صحن مطهر تو غروب کنار ايوون

واسه کفتراي معصوم که تو آسمون مي گردن واسه آدماي مغموم که ميان دخيل مي بندن

واسه اون هواي تازه که پر از عطر گلابه اگه دستم به ضريحت برسه واسم يه خوابه

واسه اون حوض قشنگي که پر از آب زلاله واسه سنگ فرشاي ايوون که برام خواب و خياله

دل من تنگه ميدوني کاشکي قابلم بدوني

چقدر آرزو دارم لب حوض وضو بگيرم يا که از تربت پاکت مثل ياسا بو بگيرم

واسه اون اوج شکفتن توي عالم زيارت واسه اون لحظه که آدم مي رسه به بي نهايت

واسه اون کفشا که مردم روي پله در ميارن واسه اون شمعي که روشن توي صحن تو مي زارن

واسه اون ساحت پاکي که درش هميشه بازه واسه دستاي نيازي که به سوي تو درازه

دل من تنگه مي دوني کاشکي قابلم بدوني

هيچ کسي نوميد و ناکام نمي ره از آستانت تو پر از لطف و شفايي واسه درد دوستانت

مثل مرهم تو ميموني واسه آدماي دربند تو اميدي که مي شينه توي قلب يه نيازمند

تو صدام کن تو صدام کن زائر کوي تو باشم

يا براي کفترات من سر ظهر دونه بپاشم

من يه قاصر يه خطاکار لحظه خوب مناجات

ميدونم که هيچ نيازي به زيارتم نداري

اما من غرق نيازم اما تو بزرگواري

واسه تو حرم نشستن واسه لحظه‌ي رسيدن

دل من تنگ مي دوني کاشکي قابلم بدوني

    يا امام رضا                        يا امام رضا       


                                   
            
امام رضا                        امام رضا
                 
                           امام رضا                       امام رضا
                 
                                         
 امام رضا                      امام رضا


دوشنبه 20/12/1386   ساعت 12:55 صبح

نويسنده مطالب زير:   سيدموسوي  

 کاروان مسافرتي موعود

  کاروان مسافرتي موعود همزمان بافرارسيدن اجل معلق براي عزيمت به يک سفر


 خارق العاده ازکليه داوطلبان بدون ثبت نام به عمل مي آورد .


  زمان حرکت : خدا ميداند                 سن افراد : مطرح نيست

  توشه راه : ايمان به خدا وائمه اطهار           مبدا : دنياي فاني

  مقصد : ديار باقي                         مدت سفر : بسيار طولاني



  وسايل مورد نياز:دو متر پارچه سفيد


1 )
  از اوردن تمام ثروت وماشين به داخل محوطه جدا "خودداري فرماييد


 2)
  قبل از حرکت خمس زکات وکليه حقوحقوق خود را با خداوند متعال وپيامبر وائمه

   وساير مردم خصوصا فقرا تسويه نمايند .


  3)
 از اوردن بار اضافي از قبيل :حق الناس غيبت تهمت دروغ وغيره خودداري فرماييد


  4)
از ارائه هر گونه خدمات روشنايي معذوريم در صورت لزوم تا زماني که در ديار مبدا

    هستيد نماز را فراموش نکنيد .


  5)
و
ن اين سفر طولانيست حتما "قبل از عزيمت از کليه دوستان وبستگان و

    مخصوصا "کسانيکه با انان قطع رابطه نموده ايد حلاليت بطلبيد .


  6)
اموال به جا مانده از شما ممکن است بلاي جان شما شود قبل از رفتن

    تکليف انها را روشن نماييد 


  7)  براي سکونت هر نفر يک متر جارزرو شده است


  8)  چنانچه از تنگي جانگرانيد پاکيزه وخوش اخلاق باشيد وحرام خواري نکنيد


  9)  قبل از حرکت به بستگان توصيه کنيد از اوردن دسته گلهاي سنگين وسنگ 

     قبر هاي تجملي و برگزاري مراسم پر خرج پرهيز نمايند .


 10)
  براي کسب  اطلاعات  بيشتر به قرآن کريم و سنت اهل بيت مراجعه  نماييد  و 

    وسيله مشاوره رايگان و مستقيم به صورت شبانه روزي بدون وقت قبلي در 
      
    دسترس  شماست در صورت نياز با شماره هاي زير تماس بگير يد .

    سوره انبيا ايه 47

    سوره تغابن 5

   
سوره شوري ايه 20

    سوره نسا ايه 145

     
سوره قلم ايه 45

     سوره روم ايه 19

    وسوره هاي قيامت بلد مرسلات و ساير آدرس هاي مربوطه


     
تذکر : قبل ازآ نکه مايه عبرت ديگران شويدازگذشته ديگران پندبگيريد .

 
     براي تمامي شما سفري اسوده  آرزومنديم .        

    مديرکاروان  :  حضرت عزرائيل (ع)


   
تو اسم نوشتي  
  
      .... 
      ....
 
   اصلاّ  آ ماده سفر هستي ؟


جمعه 10/12/1386   ساعت 11:44 عصر

نويسنده مطالب زير:   سيدموسوي  

 نام : گمنام



 شهرت : آواره


 شماره شناسنامه : جز آمار نيست


 تاريخ تولد : چند سال قبل از مرگ


 محل تولد : هيچ جا


 نام پدر : غم


 نام مادر : فرشته غم


 شغل : گداي محبت


 تحصيلات : ردي عشق


 جرم : به دنيا آمدن


 محکوميت : زندگي کردن


 پايان محکوميت : مرگ


  محل دفن : دو راهي آخرت ـ نرسيده به پل صراط


  آدرس : شهر غصه ـ خيابان بدبختي ـ کوچه تنهايي ـ کوي غم ـ پلاک نامعلوم


                     طبقه ي مفقود ـ واحد مرگ ـ اتاق جهنم !!!

  حالاپيدا کن پرتقال فروش را ؟


 




دوشنبه 22/11/1386   ساعت 7:30 عصر

نويسنده مطالب زير:   سيدموسوي  

پنج اصل دين در "صلوات" وجود دارد:


"الهّم" توحيد است؛


"صلّ علي محمّد"  نبوّت است؛


"و آل محمّد" يعني اميرالمومنين (ع) و يازده اولادش(ع) اين هم امامت؛


و چون حقّ محمّد و آل محمّد (ع) را ادا کرديد، "عدالت" است؛


قربان اين مستحب که با آن به هر پنج اصل دين اقرار مي کنيم.


*کسي که به دو اصل "توحيد" و "نبوت" اعتقاد داشته باشد، مسلما در مورد "معاد" ترديد نخواهد کرد.


جمعه 19/11/1386   ساعت 3:10 صبح

نويسنده مطالب زير:   سيدموسوي  



هروقت بلايي سر مومن مي‌رسد او را سبک مي‌کند. قرآن هم مي‌گويد مومن بر روي زمين سبک راه مي‌رود.


وقتي پدر و مادر از روي محبت لباس کثيف بچه را در مي‌آورند و او را به حمام مي‌برند و مي‌شويند بچه گريه مي‌کند.
خدا هم وقتي با ابتلائات مي‌خواهد بنده‌اش را پاک کند و لباس تميز بر تن او کند او چون جاهل است، گريه سر مي‌دهد و ناله مي‌کند.


بر گرفته از وبلاگ حديث عشق


شنبه 6/11/1386   ساعت 12:35 صبح

نويسنده مطالب زير:   سيدموسوي  

سلام ببخشيد دير شد

خدا سلام

سلام


خدا دلم خيلي خيلي تنگ شد تو دلت تنگ نشده ؟ امسالم تمام شد .




 حاجي ها درحال برگشت هستن


خدا نمي خواي دعوتم کني ؟  
......

خدا نوبت من کي ميشه کي ؟

 يعني انقدر بد هستم ؟

دلت نميسوزه برام تاکي بايد چشم انتظار باشم تاکي

اصلآ گوش ميدي


حالا که اين طور شد من امشب دعوا دارم

ميخوام بدونم چرا يکي بايد چند بار بره  ( چون پول داره ) ؟

يکي هم فقط تو اين فکرباشه  که  کي دعوتش ميکني

نکن خدا توهم براي  پولدار ها ارزش بيشتري مي گزاري

اگر تو ، اگر تو  خدا فرق بگزاري مردم بايد چکار کنند
؟ 

خدا من کار ندارم ديگه نوبت من شده 

ديگه طاغتم تمام شده . براي تو  که کاري نداره .خوب منم دعوت کن

خدا

خدا چقدر به عکس کعبه نگاه کنم هي  آه بکشم

طواف حج

تا کي به عکس اون گنبد قشنگ نگاه کنم هاي هاي گريه کنم

تاکي اسم کوچه بني هاشم فقط بشنوم. 



تاکي تعريف مسجد نبي را بشنوم.

تاکي به عکس غربت بقيع نگاه کنم هي افسوس بخورم

پشت مقام ابراهيم ( محل نماز طواف )

خدا منم دلم
ميخواد پشت مقام ابراهيم نماز بخونم

خدا
  تاکي بايد صبر بدم

دلت نمي سوزه برام

خدا من دلم ميخواد دور کعبه انقدر بگردم تا خسته بشم

طواف حج

خدا...

نمي خوام بگم من گناهان خودم را فراموش کردم.

بي توجه اي به دينم را فراموش کردم.

 اما خدا اشتباه کردم.خدا ميخوام جبران کنم.  

کمکم کن تا ديگه اسير شيطان نباشم.

بنده تو باشم خدا کمک کن فقط در خانه تو را بزنم.


شنبه 6/11/1386   ساعت 12:32 صبح

نويسنده مطالب زير:   سيدموسوي  

 
اينجا گورستان بقيع است،‌ و اين خاک
گنجينه‌دار فريادي است که قرنها ارباب جور آن را در سينه ما محبوس کرده‌اند، و هرچند اشک ما تاب مستوري نداشته است، اما اين بار، اين بغضي نيست که فقط با گريه باز شود، و اين جراحت نه جراحتي است که با مرهم اشک شور التيام يابد.
حکايت بقيع ، حکايت غربت است ، غربت اسلام، و با که بايد اين راز را باز گفت که اسلام در مدينه‌النبي از همه‌جا غريب‌تر است؟
خطاب ما اينجا با عاشقان است، و با
درد آشنايان، که اين حکايت را ديگر، هر دلي تاب شنيدن ندارد. اي چشم، خون ببار، تا حجاب از تو بردارند، و ببيني که اين خاک گنجينه‌دار نور است و مدفن عشق و اينجا،‌ بقعه‌اي است از بقاع بهشت. و آن نفخه‌اي که در بهشت روح مي‌دمد، از سينه اين خاک برمي‌آيد، چرا که اينجا مدفن کليدداران بهشت است.
و اگر حجاب از گوشها و چشمها
بردارند، طنين ناله کروبيان را در ملکوت اعلي خواهد شنيد، و خواهي ديد که چگونه فرشتگان بال در بال جلوه‌هاي جاوداني رحمات خاص حضرت حق را بر اين خاک گسترانيده‌اند.
اي بقيع، اي مطهر، اي رازدار صديق صديقه اطهر (س)، و اي هم‌نواي
مولا مهدي (عج) آن گاه که غريبانه، آنجا به زيارت مي‌آيد، اي بقيع مطهر، اي گنجينه‌دار نور، اي مدفن عشاق، و اي حکايت‌گر غربت، براستي اين راز را با که بايد گفت؛‌ که اسلام در مدينه‌النبي از همه‌جا غريب‌تر است؟
اي بقيع مطهر، منتظر باش،
اگر آنان توانستند، که نور را در حبس کشند، تو هم غريب خواهي ماند، اي بقيع، با ما سخن بگو، با ما، از رازهاي سر به مهري که در سينه داري بگو.
اي بقيع، اي هم‌نواي مولا مهدي (عج) اي رازدار آن يار غريب، بگو آنجا چه مي‌گذرد، هنگامي که او به زيارت قبور مي‌آيد؟
بگو، با ما بگو لابد صداي گريه غريبانه آن يار مضطر را هنگامي که بر غربت اسلام مي‌گريد، شنيده‌اي؟
بگو، با ما بگو که حبيب ما،‌ در رازگويي‌هاي علي‌وار خويش، و در مناجاتهاي سجادانه‌اش چه مي‌گويد؟
اي تربت مطهر، اي آنکه بر
تربت تو، جا‌ي‌جاي نشانه پاي حبيب و اثر اشکهاي غريبانه او باقي است .
اگر آنان توانستند، که براي هميشه شمس را در غربت غروب نگاه دارند، تو نيز غريب خواهي ماند.



شنبه 6/11/1386   ساعت 12:31 صبح

نويسنده مطالب زير:   سيدموسوي  

گناهان  جنسي


بسم الله الرحمن الرحيم




گناهان جنسي جسم فرد را آلوده کرده و توانايي آن براي انجام مقاصد الهي را از بين مي برد. گناه جنسي از اين نظر مستثني است که ما آن را بر عليه جسم خود انجام ميدهيم. جسم ما معبد روح الهي است. وقتي ما از جسممان براي گناهان جنسي استفاده مي کنيم، به پاکي آن تجاوز کرده و آن معبد را ويران مي کنيم. همچنين آن افرادي که با آنها اين گناه را انجام مي دهيم را نيز آلوده مي کنيم. فقدان احترام به جسممان (و خداوند) رابطه ي ما با خدا را از بين مي برد.

گناهان جنسي روح خداوندي را اندوهگين مي کند. هر گناهي که انجام ميدهيم باعث اندوهگين شدن روح خداوندي مي شود و آتش روح مقدس را در زندگي ما خاموش مي کند. هرچه اين آتش را بيشتر فرو بنشانيم، همانقدر از نيکي و درستکاري فاصله خواهيم گرفت.

ارتکاب به گناهان جنسي دژ محکمي براي شر و شيطان در زندگي فرد خواهد ساخت. وقتي ما مرتباً مرتکب گناه مي شويم، دژ محکمتري براي شيطان در زندگي خود بر پا خواهيم کرد. هرچه بيشتر تن به شهوت و هوس دهيم، کنترل آنها بر روي ما بيشتر خواهد شد، تا آنجا که ما را بنده ي خود خواهند کرد. اين دژ محکم بسيار مستحکم خواهد بود، چون جسم، روح و روان ما را درگير خود کرده است. خوشبختانه دين، راه هاي زيادي براي ويران کردن اين دژ محکم پيش پاي ما قرار داده است.

با ارتکاب به گناهان جنسي نفريني پشت سرتان خواهد بود، از طرف همسر يا فرزندانتان. گناه جنسي به شيطان اين امکان را مي دهد که ما و نسل هاي بعد از ما را با نفرين، ذليل خود کند. بي بندو باري جنسي، زنا، طلاق، نازايي، و ساير مشکلات را گاهاً مي توان از نتايج گناه هاي جنسي دانست.
گناهان جنسي پايگاهي به ارواح شيطاني براي تاثيرگذاردن بر شما را ميدهد. .
گناه جنسي پريشاني روحي در بر خواهد داشت. با دنبال کردن لذتهاي ناشي از گناه و ناديده گرفتن وجدان خود براي تشخيص خوبي از بدي، پريشاني و آشفتگي روحاني در بر خواهد داشت. هر چه بيشتر به دنبال گناه و فساد باشيد، وجدانتان کدرتر خواهد شد. يک وجدان کدر باعث مي شود که بيشتر درمعرض دروغ هاي شيطان قرار بگيريم که باعث دورتر شدن ما از خداوند يکتا مي شود. و اين مسئله به جايي ميرسد که ما ديگر کارهاي خود را گناه تلقي نخواهيم کرد و توانايي ما براي توبه و اصلاح شدن کمتر مي شود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هدف ما از اين مطالب  فقط نشان دادن گوشه اي کوچک از عواقب گناهان جنسي بود.از شر وسوسه شيطان و اين گناهان کبيره فقط به معبود مهربان پناه مي بريم خواهران و برادران ديني بياييد با هم يک صدا خدا رو قسم بديم به پاک دامني حضرت يوسف به معصوميت و مظلوميت  مادر همه ما  بي بي حضرت زهرا (س) به ما عصمت و عفت زهرايي و غيرت حيدري عطا کنه و مارو تو اين راه پراز ....... حفظ کنه وقدرت ترک معاصي به ما عطا کنه.










بر گرفته از دل نوشته هاي دو دختر شهيد



شنبه 6/11/1386   ساعت 12:29 صبح

نويسنده مطالب زير:   سيدموسوي  





باز اين دلم هواي ميخانه کرده ساقي



يادحرم دلم را ديوانه کرده ساقي



 



ياامام رضا دلم تنگ شده.  خسته شدم.



نميخواي دعوتم کني
دلم براي گنبدطلا تنگ شده
دلم براي سقاخانه پر ميزنه
دلم براي صحن قدس...



 دلم ميخواد دادبزنم بگم



 دوست دارم نگات کنم تو هم من نگاه کني



دوست دارم صدات کنم توهم من صدا کني


شنبه 6/11/1386   ساعت 12:28 صبح
   1   2      >

ْليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[5/4/1387- 1:24 ص] روز زن
[16/3/1387- 9:41 ص] امام خميني
[8/3/1